تبليغاتX
عشق کویری
شكوفه هاي كويري

شب،مهتاب،من
دیشب با خیال تو به مهتاب سفر کردم
از کنار شاخه بید زمان از یاد تو گذر کردم
این بار باز نگاهت همچون صدایت غم پنهانی داشت
زخم های دیرنت سرپوشی از پریشانی داشت
من با خیال تو دیشب از جادی بی انتهای شب گذر کردم
این بار باز هم از حسادت به مهتاب نظر نکردم
بی تو مرا، مهتاب رنگی دگر است
زلف های پریشان شب برایم غم دگرست
بی تو شب برایم کابوسی از آخرین نگاه توست
چشمان پور شور تو در شب برایم فانوس راه
بازکابوس رفتن تو در خیالم نقش می بست
با زلفی پریشان ، با زخم دیرینت سوار بر دوش باد
و کابوس رفتنت مرا به آتش کشید
بی تو بودن و بی تو به مهتاب نگاه کردن
برایم دردو کینه و آه و حسرت
دیشب با خیال یاد تو
شب را به صبح سر کردم
این بار هم باز ازروی خجالت به تو نظر نکردم
بی تو بودن و بی تو به مهتاب نگاه کردن برای من کابوسی از رفتنه دیرینه توست

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 11:49 توسط سمیرا |

بعد از آن ديوانگي ها اي دريغ

باورم نايد كه عاشق گشته ام

گوئيا «او» مرده در من كاينچنين

خسته و خاموش و باطل گشته ام

هر دم از آئينه مي پرسم ملول

چيستم ديگر، بچشمت چيستم؟

ليك در آئينه مي بينم كه, واي

سايه اي هم زانچه بودم نيستم

همچو آن رقاصة هندو به ناز

پاي مي كوبم ولي بر گور خويش

وه كه با صد حسرت اين ويرانه را

روشني بخشيده ام از نور خويش

ره نمي جويم بسوي شهر روز

بي گمان در قعر گوري خفته ام

گوهري دارم ولي او را ز بيم

در دل مرداب ها بنهفته ام

مي روم . . . اما نمي پرسم ز خويش

ره كجا . . . ؟ منزل كجا . . . ؟ مقصود چيست؟

بوسه مي بخشم ولي خود غافلم

كاين دل ديوانه را معبود كيست

«او» چو در من مرد, ناگه هر چه بود

در نگاهم حالتي ديگر گرفت

گوئيا شب با دو دست سرد خويش

روح بي تاب مرا در بر گرفت

آه . . . آري . . . اين منم . . . اما چه سود

«او» كه در من بود، ديگر، نيست، نيست

مي خروشم زير لب ديوانه وار

«او» كه در من بود، آخر كيست، كيست؟
نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 ساعت 1:20 توسط سمیرا |

تو آيينه خودتون ببين چه زود زود

توي جووني غصه اومد سراغت پيرت کنه

نذار که تو اوج جووني غبار غم

بشينه رو دلت يهو پير و زمين گيرت کنه

منتظرش نباش ديگه اون تنها نيست

تا آخر عمرت اگه تنها باشي اون نمي ياد

خودش مي گفت يه روزي مي ذاره مي ره

خودش مي گفت يه روز خا طره ها تو مي بره از ياد

آخه دل من،دل ساده ي من

 تا کي مي خواي خيره بموني به عکس روي ديوار

آخه دل من دل ديوونه ي من

ديدي اونم تنهات گذاشت بعد يه عمر آزگار

ديدي اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت

تو موندي و بي کسي و يه عمر خاطره پيشت

ديگه نمياد ديگه پيشت نمي ياد

از اون چي مونده برات جز يه قاب عکس روبه روت

آخه دل من دل ديوونه ي من

تا کي مي خواي خيره بموني به عکس روي ديوار

تا کي مي خواي بشيني به پاش بسوزي

تا کي مي خواي بشيني چشم به در بدوزي

در پي پيدا کردن کسي برو

که فقط واسه ي خودت بخوات تو رو

 

نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت 20:25 توسط سمیرا |

عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 22:18 توسط سمیرا |

دوباره دل هواي با تو بودن كرده نگو اين دل دوري عشقتو باور كرده

دل من خسته از اين دست به دعا ها بردن همه آرزوهام با رفتن تو مردن.

حالا من يه آرزو دارم تو سينه كه دوباره چشم من تو رو ببينه واسه پيدا

كردنت تن به دل صحرا مي رم آخه تو رنگ چشات قيمت دنيا رو ديدم

توي هفت تا آسمون تو تك ستاره مني به خدا ناز دو چشماتو به دنيا نمي دم.

حالا من يه آرزو دارم تو سينه كه دوباره چشم من تو رو ببينه.
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 6:41 توسط سمیرا |

تولدم مبارک

سلام دوستان اگه گفتین امروز چه روزیه؟

خوب نمی دونین دیگه امروز۲۴/۲ روز تولد یه دختره از دل کویر

اره اون دختر منم

و چون خودمو خیلی دوست دارم برا ی خودم مخی نویسم

تولدم مبارک

ولی ای کاش هیچ وقت به دنیا نمی اومدم که این چیزا رو ببینم

وای کاش خدا در این روز به من اون چیزی رو که می خوام بده الهی آمین

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 ساعت 6:37 توسط سمیرا |

آخه تا کی بکشم منت چشمای تورو

بذارم به پای چی وعده بیجای تورو

یه روز آفتابی می شی یه روزی ام ابری وسرد

کدومو باور کنم گرما یا سرمای تورو

این همه میان به هوای عاشقی

من یادم میاد فقط چشمای زیبای تورو

چرا هرکسی رو دوست داری تورو دوست نداره

نمیدم حتی به کس تلخی حرفای تورو

دلای دریایی شونو به رخ من می کشن

نمی دم به هیچکدوم یه موج دریای تورو

منو منتظر بذار هرجوری که تو راحتی

چی می خوام مگه فقط ساختن فردای تورو

نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 8:43 توسط سمیرا |

کهنه فروش داد میزد.................اسباب کهنه می خریم .................چراغ شکسته              می خریم ..............بی اختیار داد زدم....................کهنه فروش قلب شکسته می خری

دل تنگتم....www.orchid.blogfa.com

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 9:52 توسط سمیرا |

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش، سوزو نوايي نکنيم!!

پر پروانه شکستن،هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم!!

يادمان باشد ، سر سجاده عشق جز براي دل محبوب، دعايي نکنيم!!

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم!!

نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 ساعت 6:35 توسط سمیرا |

بگين بباره بارون دلم هواشو كرده


بگين تموم شدم من بگين كه بر نگرده


بهش بگين شكستم بهش بگين بريدم

نه او به من رسيد و نه من به او رسيدم

بريم به زير بارون خراب و درب و داغون


از آدمها فرارى ازعاشقها گريزون

بزار كسى نبينه غرور گريه هامو


بزار كسى نفهمه غم تو خنده هامو

يه داغ سخته سختم يه باغ بى درختم

نفرين بگين به عمرم سياهه روز بختم

تنم داره مى لرزه تو اين هواي هرزه

گاهى نداشتن دل به داشتنش مى ارزه

نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ساعت 9:2 توسط سمیرا |

http://Dokhtariazkavir.blogfa.com ' border='0' />
بهترين كدها و دانلودها در دانلودستان مينوس
بزرگترین گالری کدهای جاوا